گاهي خيال مي کنم از من بريده اي
بهتر ز من براي دلت برگزيده اي
از خود سوال مي کنم ايا چه کرده ام؟
در فکر ميروم که تو از من چه ديده اي؟
از من عبور مي کني و دم برنمي زني
تنها خوش است دلم که شايد نديده اي
يکروز مي رسد که در اغوش گيرمت
هرگز بعيد نيست ، خدا را چه ديده اي؟!!!...
در گورستاني متروک ...
که ديگر هرگز ...
مرده اي در آن دفن نمي شود ...
زنده ها ...
با قدمهايي رنگين از علف ...
به روي تپه مي آيند تا ...
نوشته هاي روي سنگهاي قبر را بخوانند ...
گورستان هنوز زنده ها را به سوي خود مي کشد ...
اما ديگر هرگز مرده اي به آنجا نمي آيد ...
و اين اشعار همه جا به چشم مي خورد :
آنهايي که امروز ...
زنده به اينجا مي آيند ...
تا سنگها را بخوانند و باز گردند ...
فردا مرده خواهند آمد ...
تا بمانند ...
سنگ قبرها ...
که اينچنين با يقين از مرگ سخن مي گويند ...
هميشه در حيرت اند ...
که چرا ديگر هرگز ...
مرده اي از راه نمي رسد ...
و پرهيز و امتناع مردم از مردن براي چيست ؟
آسان ميتوان شوخ طبعي کرد ...
و به سنگها گفت :
مردم از مردن بيزارند ...
و ديگر هرگز نمي ميرند ...
به گمانم آنها اين دروغ را باور مي کنند ...
سنگهاي قبر ...
در گورستاني متروک ...
که ديگر هرگز مرده اي در آن دفن نمي شود

عشق با اینکه کلمه ای سه حرفی و کوتاه است اما معنی آن در بر گیرنده ی کل دنیاست٬ کل زندگی ست.
وقتی می گویی عاشقتم به معنی آن باید پی برده باشی .......!!!!
روزی از ۳ تا پروانه می پرسند که هر کدام از شما چقدر عاشق شمع هستید؟
اولین پروانه می رود نزدیک شمع و مقداری از بالش را می سوزاند و می گوید : من در این اندازه عاشقم.
دومین پروانه می رود شمع و یکی از بال هایش می سوزد و می گوید: من نیز در این اندازه عاشقم.
اما سومین پروانه پیش از اینکه نزد شمع رود می گوید شماها عاشق نیستید عاشق واقعی منم.آن دو پروانه
خندیدند اما وقتی که سومین پروانه رفت نزد شمع و کامل سوخت آن ها فهمیدند که او راست می گفت.!آنها
عاشق نیستند فقط ادعای عاشقی می کنند...!
تو نیز عاشق نیستی...!!!!!

پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم که میام تا قلبمو با تمام
وجودم تقدیمت کنم.دختر لبخندی زد و گفت ممنونم ، تا اینکه یک روز اون اتفاق افتاد …
حال دختر خوب نبود..نیاز فوری به قلب داشت..از پسر خبری نبود..دختر با خودش میگفت :میدونی که
من هیچوقت نمیذاشتم تو قلبتو به من بدی و به خاطر من خودتو فدا کنی..ولی این بود اون
حرفات..حتی برای دیدنم هم نیومدی…شاید من دیگه هیچوقت زنده نباشم.. آرام گریست و دیگر چیزی
نفهمید…
چشمانش را باز کرد..دکتر بالای سرش بود.به دکتر گفت چه اتفاقی افتاده؟دکتر گفت نگران نباشید پیوند
قلبتون با موفقیت انجام شده.شما باید استراحت کنید..درضمن این نامه برای شماست..!
دختر نامه رو برداشت.اثری از اسم روی پاکت دیده نمیشد. بازش کرد و درون آن چنین نوشته شده بود:
سلام عزیزم.الان که این نامه رو میخونی من در قلب تو زنده ام.از دستم ناراحت نباش که بهت سر نزدم
چون میدونستم اگه بیام هرگز نمیذاری که قلبمو بهت بدم..پس نیومدم تا بتونم این کارو انجام
بدم..امیدوارم عملت موفقیت آمیز باشه.(عاشقتم تا بینهایت)
دختر نمیتوانست باور کند..اون این کارو کرده بود..اون قلبشو به دختر داده بود..
آرام اسم پسر را صدا کرد و قطره های اشک روی صورتش جاری شد..و به خودش گفت چرا هیچوقت
حرفاشو باور نکردم…
پيرمردي صبح زود از خانه اش خارج شد. در راه با يك ماشين تصادف كرد و آسيب ديد. عابراني
كه رد ميشدند به سرعت او را به اولين درمانگاه رساندند.
پرستاران ابتدا زخمهاي پيرمرد را پانسمان كردند. سپس به او گفتند: “بايد ازشما عكسبرداري
بشود تا جائي از بدنت آسيب و شكستگي نديده باشد.
پيرمرد غمگين شد، گفت عجله دارد و نيازي به عكسبرداري نيست.
پرستاران از او دليل عجله اش را پرسيدند.زنم در خانه سالمندان است. هر صبح آنجا ميروم و
صبحانه را با او ميخورم. نميخواهم دير شود!
پرستاري به او گفت: خودمان به او خبر ميدهيم. پيرمرد با اندوه گفت: خيلي متأسفم. او آلزايمر
دارد. چيزي را متوجه نخواهد شد! حتي مرا هم نميشناسد!
پرستار با حيرت گفت: وقتي كه نميداند شما چه كسي هستيد، چرا هر روز صبح براي صرف
صبحانه پيش او ميرويد؟
پيرمرد با صدايي گرفته، به آرامي گفت:
اما من كه ميدانم او چه كسي است..!

خواستم داستانی بنویسم ٬قلم نعره کشید ٬کاغذ پاره شد ٬افکارم در هم گسیخت
همه از من تقاضای سکوت کردند قلم می دانست که شرح دردها و غمها را به صورت لغات نقاشی کند .
افکارم می دانستند که از در همی مانند زنجیری سر در گم می شوم .
کاغذ می دانست که در زیر سطور غم و اندوه محو می شوم ومن خاموش٬سکوت را بر گزیدم .
چشمانم سکوت مرا با اشک معاوضه کردندو قطره های اشک و اندوه دل مثل باران بهاری ٬ ارمغان کویر
گونه هایم شدند .

من
هر روز
تو را مرور میکنم
این کتاب زندگانی
تا کی؟
ورق خواهدخورد
فرق محنت را ندانم از محبت
![]()
![]()
خدایا تو دانی که در زندگانی چه کرده به من مهربانی من
خدایا تو دانی که این مهربانی شده دشمن جاودانی من
کسی که دلم را کشیده خدایا در اتش غم
نگفته که با او به غیر محبت چه کرده دلم
بلا دیدم از دل خطا دیدم از دل
نخواهم دلی را دل قابلی را که شد باعث نا توانی من
به عشقی اسیرم به دردی دچارم
که از محنت ان قراری ندارم
سیه شد از ان زندگانی من...............

دیگه رو شونه های من جایی نمونده واسه تو
همین الان می خوام بگم از جلوی چشام برو
بزار دیگه تنها بشم تو سرزمین بی کسی
دیگه نمی خوام که بگم برای من مقدسی
اگر فردا زراه نمی آمد من تا ابد کنارتو می ماندم
من تا ابد ترانه های عشقم را در آفتاب عشق تو می خواندم
در پشت شیشه اتاق تو آن شب نگاه سردو سیاهی داشت
دالان دیدگان تو در ذلمت گویی به عمق روح تو راهی داشت
رنگه چشای روشنت مثل ستاره تو شبه
این دل بی قرار من واسه نگاهت می تپه
اما دیگه نمی تونم یه لحظه اینجا بمونم
می خوام تا آخرین نفس
شعرای غمگین بخونم
شعرای غمگین بخونم
شعرای غمگین بخونم
شعرای غمگین بخونم
سلام به همگی از همتون عذر میخوام که یه مدتی نبودم
رفته بودم کربلا جای همتون دعا کردم
بخصوص شما عاشقا که هنوز مزهی تنهایی رو نچشیدین
.jpg)
نيسـتي دارم دق مي کنـم نيسـتي دارم مي پــوســم
عکسهاتو من يکي يکي بـــر مي دارم مي بـوسـم
پـــيـــرهـن يـادگاري تــو هر شب دارم بو ميکــنــم
بـــراي بـــــرگـشـتـن تــو بـه آسمون رو مي کـنــم
از خدا مي خوام دوبـاره تــو رو بـبـيـنـم روبـــروم
قسم بـه اشک حسرتـــم فـقـــط هـمـيـــنــــه آرزوم
نیستی دارم دق می کـنم نـیـستــی دارم می پـوسـم
عکساتو من دونه دونه بــر می دارم می بــــوسـم
يـــه عـالمه گــل ميــارم هـمه رو پــر پـر مي کنــم
هرشب دارم همينجوري بـا تـنهايـيـم سـر مي کـنـم
تـمــوم اشکــام ٬ هديهء نـبـودنــــت کــنـــار مــــن
نمی دونی چی میــگـذره بــه قـلـب بـی قـرار مـــن
وای که چقد سخته بـرام ثـانــیـــه ها بـــــدون تـــو
دلم می خـواد باز بـبـیـنم چشمــای مهــربــون تـــو
نیستی دارم دق می کنـم نـیـستـی دارم می پــوسـم
عکساتو من دونه دونـه بـــر می دارم می بــوسـم
یـــه عــالــمه گل میـارم هـمـه رو پـر پر می کنــم
هرشب دارم همینجوری بـا تـنهایـیـم سر میکنم
sms محرم

قيامت بي حسين غوغا ندارد"شفاعت بي حسين معنا ندارد"حسيني باش كه در محشر نگويند"چرا پرونده ات امضاء ندارد
------------------
تسليت محرم - ماه محرم 1430
------------------
عالم همه قطره و درياست حسين ، خوبان همه بنده و مولاست حسين ، ترسم كه شفاعت كند از قاتل خويش ، از بس كه كَرَم دارد و آقاست حسين
------------------
تسليت محرم - شهادت امام حسين
------------------
عالم همه محو گل رخسار حسين است ، ذرات جهان درعجب از كار حسين است . داني كه چرا خانه ي حق گشته سيه پوش ، يعني كه خداي تو عزادار حسين است
------------------
تسليت محرم - اس ام اس ماه محرم
------------------
آبروي حسين به كهكشان مي ارزد ، يك موي حسين بر دو جهان مي ارزد ، گفتم كه بگو بهشت را قيمت چيست ، گفتا كه حسين بيش از آن مي ارزد
------------------
تسليت محرم - پيامک ماه محرم
------------------
ماه خون ماه اشك ماه ماتم شد ، بر دل فاطمه داغ عالم شد . فرا رسيدن ماه محرم را به عزادارن راستينش تسليت عرض ميكنم
------------------
تسليت محرم - اس ام اس محرم
------------------
اي وجودت عشق را معناي حسين عالمي يك قطره تو دريا حسين فرا رسيدن ماه محرم را به تمامي مسلمانان جهان تسليت مي گم
------------------
تسليت محرم - sms moharram
------------------
پرسيدم:ازحلال ماه، چراقامتت خم است؟ آهي كشيدوگفت:كه ماه محرم است.گفتم: كه چيست محرم؟باناله گفت:ماه عزاي اشرف اولادآدم است

گل بي وفاي من
وقتي براي اولين بار ديدمت
عشقت به دلم نشست
شدم عاشق صدات مهرت به دلم نشست
اون شب مهتابي رو يادت مياد ؟
با تو گفتم راز دلمو
گفتم كه عاشقت شدم
به عشق تو بنده شدم
با ديدنـت زنـده شـدم
يادم آيد كه تو هم خنديدي و
گفتي: منم عاشقت شدم
از اون شب
تو شدي گل من منشدم گلدونه تو
گل من يادت مياد
گفتي با توام هميشه
ريشه هام از دل تو جدا نميشه
وقتي اون روز باغچه رو ديدي
ريشه هات لرزيد تو دلم
اون شب شوم رسيد
شب بد با رعد و برق
هوا داشت گريه ميكرد
شايد به بخت بد من
اره گلم آسمون از دل تو خبر داشت
ميدونست دل تو هوايه باغچه رو داشت
منو كُشتي امّا خدا كنه زنده باشي
تويه باغچه تا ابد پاينده باشي
حالا اين گلدون سرد ديگه داره ميميره
بادل شكسته واسه تو اي نوا رو مي خونه
گل بي وفايه من
خدا حافظت باشه

کبوتر شد و رفت
روی قبرم بنويسيد کبوتر شد و رفت
زير باران غزلی خواند ، دلش تر شد و رفت
چه تفاوت که چه خورده است غم دل يا سم
آنقدر غرق جنون بود که پر پر شد و رفت
روز ميلاد ، همان روز که عاشق شده بود
مرگ با لحظه ی ميلاد برابر شد و رفت
او کسی بود که از غرق شدن می ترسيد
عاقبت روی تن ابر شناور شد و رفت
هر غروب از دل خورشيد گذر خواهد کرد
دختری ساده که يک روز کبوتر شد و رفت
من همون جزیره بودم
خاکی و صمیمی و گرم
واسه عشق بازی موجها
قامتم یه بستر..
یه عزیز دردونه بودم پیش چشم خیس موجها
یه نگین سبز خالص روی انگشتر دریا
تا که یک روز تو رسیدی توی قلبم پا گذاشتی
غصه های عاشقی رو تو وجودم جا گذاشتی
زیر رگبار نگاهت دلم انگار زیر و رو شد
برای داشتن عشقت همه جونم آرزو شد
تا نفس کشیدی انگار نفسم برید تو سینه
حس عاشقی همینهههههههههههههههههههه
اومدی تو سرنوشتم بی بهونه پا گذاشتی
اما تا قایقی اومد از من و دلم گذاشتی
رفتی با قایق عشقت روی روشنی فردا
من و دل اما نشستیم چشم به راهت لب دریـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا
دیگه رو خاک وجودم نه گلی هست نه درختی
لحظه های بی تو بودن میگذره اما به سختی
دل تنها و غریبم داره این گوشه میمیره
ولی حتی وقته مردن باز سراغت رو میگیره ....

نشانی من.........
من نشانی از تو ندارم
اما نشانی ام را برای تو می نویسم:
درعصرهای انتظار،به حوالی بی کسی قدم بگذار!
خیابان غربت را پیدا کن و
وارد کوچه پس کوچه های تنهایی شو!
کلبه ی غریبی ام را پیدا کن،
کناربیدمجنون خزان زده
و کنارمرداب ارزوهای رنگی ام!
درکلبه را باز کن
و به سراغ بغض خیس پنجره برو!
حریر غمش را کنار بزن!
مرا خواهی دید بابغضی کویری
که غرق عصاره ی انتظار
پشت دیوار غم هایم نشسته ام
ای همنفس با من بمان
ای همنفس ! با من بمان امشب هوای گریه دارم
این لحظه های غربت و غم را برای گریه دارم
دارم غمی پنهان گداز و ، مردم چشمم گواه است
در برق این آیینه ی روشن صفای گریه دارم
من بی بهارم ، قاصد پاییز توفانزای تلخم
من ابر باران خیز غمگینم ، هوای گریه دارم
با یاد گلهایی که از این باغ توفان دیده رفتند
چون جویبار فصل پاییزی نوای گریه دارم
دارم لبی نا آشنا با خنده های شادمانی
اما نگاهی دردمند و آشنای گریه دارم
تا کی نگریم ؟ پنجه بیداد خاموشی مرا کشت
امشب در این خلوت امید های های گریه دارم
زین کلبه غمگین مرو تا سر به دامانت گذارم
در کنج این غربتکده ماتم سرای گریه دارم
بر شانه ات سر می نهم تا با فراق دل بگریم
با این همه اندوه خود، شادم که جای گریه دارم!

ببخشید که این دو پست با بلاگم همخونی نداره سفارش داده بودن
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
دعای خالصانه یک کودک:خدایا، لطفا برای خانمهای فقیری که توی کامپیوتر بابام
هستند لباس بفرست !!!